<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت دانش اسلامی</title>
    <link>https://jikm.isca.ac.ir/</link>
    <description>مدیریت دانش اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 01 Oct 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 01 Oct 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>درآمدی بر حکمرانی نظام علوم دینی؛ چیستی، آسیب‌ها و الزامات</title>
      <link>https://jikm.isca.ac.ir/article_80405.html</link>
      <description>حکمرانی علم، بویژه در حوزهٔ علوم دینی، از مباحث نوظهور و در عین حال حیاتی در فرایند تحول و توسعهٔ این علوم است. این مقاله با رویکردی تحلیلی&amp;amp;nbsp;-&amp;amp;nbsp;استدلالی به بررسی مفهوم حکمرانی در علوم دینی، ضرورت‌ها و الزامات آن می‌پردازد. نخست، مفاهیم کلیدیِ مرتبط با حکمرانی در علوم انسانی و دینی، حکمرانی علم و سیاست‌گذاری علمی، مورد واکاوی قرار می‌گیرند. سپس، پیشینهٔ مطالعات مرتبط با تحول علوم اسلامی و حکمرانی علمی در ایران و جهان اسلام بررسی می‌شود. بخش اصلی مقاله به بحث و بررسی عمیق مفهوم حکمرانی علوم دینی اختصاص دارد. در این راستا، تمایز میان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی، جایگاه تصمیم‌پالایی و بازتنظیم در حکمرانی علمی و ضرورت نگاه شبکه‌ای به علوم دینی مورد تحلیل قرار می‌گیرد. همچنین، آسیب‌شناسی نظام کنونی حکمرانی علوم دینی در حوزه‌های علمیه، با تمرکز بر ضعف نهادهای ذی‌صلاح، فقدان زنجیرهٔ حکمرانی، عدم انطباق پژوهش‌ها با نیازهای زمانه، کندی نظام پژوهش، غلبهٔ کتاب‌محوری بر نظریه‌پردازی، جزیره‌ای‌بودن رشته‌ها، ضعف نظام بازخورد، غلبهٔ ساختار اداری بر مدیریت علمی و ضعف فرهنگ همکاری علمی، به‌تفصیل تشریح می‌شود. در نهایت، الزامات تحقق حکمرانی مطلوب در علوم دینی، ازجمله ایجاد نهادهای مستقل تصمیم‌پالایی، توسعهٔ نظام آینده‌پژوهی، طراحی شبکهٔ منسجم علوم دینی، تقویت نظریه‌پردازی، توسعهٔ پژوهش‌های مسئله‌محور، بازتعریف مدیریت علمی، ایجاد نظام بازخورد و ارزیابی مستمر و تقویت تعامل حوزه و جامعه، مورد بحث و ارائه قرار می‌گیرد. هدف نهایی این مقاله، ترسیم چارچوبی نظری و عملی برای ارتقای نظام حکمرانی علوم دینی و اطمینان از پویایی، اثربخشی و انطباق آن با نیازهای معاصر است.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی پیرامون نقش جامعۀ علمی در حکمرانی علم</title>
      <link>https://jikm.isca.ac.ir/article_80002.html</link>
      <description>حکمرانی علم در دهه‌های اخیر، به یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری عمومی تبدیل شده است. بااین‌حال، تجربۀ ایران نشان می‌دهد که علی‌رغم انباشت قابل توجه اسناد و ساختارهای رسمی، نظام علم و فناوری با بحران‌هایی عمیق، ازجمله فرسایش جامعۀ علمی، مهاجرت نخبگان و افت کیفیت پژوهش مواجه است. این مقاله با روش تحلیلی&amp;amp;nbsp;-&amp;amp;nbsp;استدلالی و با بهره‌گیری از مرور ادبیات و پیشینۀ موضوع حکمرانی علم، استدلال می‌کند که ریشۀ اصلی ناکارآمدی حکمرانی علم در ایران در فقدان جامعۀ علمیِ منسجم، مستقل و نقدپذیر است. حکمرانی کارآمد علم بدون شکل‌گیری چنین جامعه‌ای امکان‌پذیر نیست و تلاش برای جایگزینی سازوکارهای بوروکراتیک بجای نهادهای علمی، به تولید علم صوری و بی‌اثر می‌انجامد. مقاله ضمن تبیین رابطۀ وثیق میان توفیق حکمرانی علم و وجود جامعۀ علمی پایدار، چارچوبی مفهومی مشتمل بر بازتعریف مسئله، تفکیک بوروکراسی از علم، تقویت گفت‌وگوی علمی و استقلال نسبی نهاد علم پیشنهاد می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی حکمرانی علم در ایران و کشورهای پیشرو: چالش‌ها و راهکارها</title>
      <link>https://jikm.isca.ac.ir/article_80349.html</link>
      <description>حکمرانی علم به‌عنوان چارچوب راهبردی هدایت، توسعه، اجرا و قانون‌گذاری پیشرفت‌های علمی، نقش محوری در تحقق پیشرفت همه‌جانبۀ کشورها ایفا می‌کند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی&amp;amp;nbsp;-&amp;amp;nbsp;تطبیقی به بررسی وضعیت حکمرانی علم در ایران و مقایسۀ آن با تجربه‌های کشورهای پیشرو می‌پردازد. هدف اصلی، شناسایی نقاط قوت و ضعف نظام حکمرانی علم در ایران و ارائۀ راهکارهای عملیاتی برای ارتقای مرجعیت علمی کشور است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ایران در بُعد کمّیِ تولید علم، پیشرفت قابل توجهی داشته و در میان کشورهای اسلامی رتبۀ نخست را دارد؛ اما در ابعاد کیفی، کاربست علم، تجاری‌سازی دانش و اثرگذاری اجتماعی&amp;amp;nbsp;-&amp;amp;nbsp;اقتصادی، با شکاف قابل ملاحظه‌ای مواجه است. تحلیل تطبیقی نظام‌های حکمرانی علم در اتحادیۀ اروپا، ژاپن، کره جنوبی و آلمان نشان می‌دهد که موفقیت این کشورها ناشی از هم‌گرایی سیاست‌گذاری بین‌بخشی، تخصیص بودجۀ پایدار به پژوهش، تقویت پیوند دانشگاه&amp;amp;nbsp;-&amp;amp;nbsp;صنعت و توجه به چالش‌های اجتماعی است. در ایران، علی‌رغم وجود اسناد بالادستی قوی و ساختار نهادی گسترده، ضعف در هماهنگی بین‌نهادی، محدودیت منابع مالی، فاصلۀ بین سیاست‌گذاری و اجرا، و کمبود شایسته‌سالاری در انتصابات علمی، مانع تحقق کامل اهداف حکمرانی علم شده است. پژوهش حاضر راهکارهایی شامل افزایش بودجۀ پژوهشی، بهبود وضعیت اقتصادی پژوهشگران، تقویت زیرساخت‌های علمی، ایجاد هم‌گرایی بین‌نهادی و تأکید بر نافع‌بودن علم را پیشنهاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تقلیل‌گرایی کارکردی در حکمرانی علم (صورت‌بندی یک خطای روش‌شناختی و دلالت‌های سیستمی آن)</title>
      <link>https://jikm.isca.ac.ir/article_80406.html</link>
      <description>عرصۀ علم در کشور ما در دهه‌های اخیر، با شکست‌های مکرر سیاستی مواجه بوده است؛ شکست‌هایی که علی‌رغم افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و توجه روزافزون به توسعۀ علمی، همچنان تداوم یافته‌اند. نقدهای موجود در ادبیات سیاست‌گذاری علم، هریک ابعادی از این بحران را شناسایی کرده‌اند؛ اما آنچه در آنها مغفول مانده، توجه به یک خطای روش‌شناختی مشترک در خودِ فرایند تحلیل علم است که این مقاله آن را در قالب مفهوم &amp;amp;laquo;تقلیل‌گرایی کارکردی&amp;amp;raquo; صورت‌بندی کرده است. پژوهش حاضر با روش تحلیل مفهومی و استدلال نظریِ مبتنی بر داده‌های اسنادی و شواهد پژوهش‌های پیشین، نخست دلالت‌های این خطا را در سه سطح &amp;amp;laquo;بازنمایی ناقص علم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جانشینی مفهومی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تعریف نادرست مسئله&amp;amp;raquo; تبیین کرده و سپس علل بازتولید آن را در تعامل سه دستۀ عامل &amp;amp;laquo;گفتمانی&amp;amp;nbsp;-&amp;amp;nbsp;نمادین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ساختاری&amp;amp;nbsp;-&amp;amp;nbsp;نهادی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;زمینه‌ای&amp;amp;raquo; تحلیل نموده است. این پژوهش استدلال می‌کند که علم در رویه‌های رایج سیاست‌گذاری، از یک &amp;amp;laquo;نظام کارکردی چندلایه&amp;amp;raquo; گاهی به یک یا دو کارکرد خاص فروکاسته می‌شود و این فروکاستن، به جانشینی مفهومی و تعریف نادرست مسئله می‌انجامد. یافته‌ها نشان می‌دهد که تقلیل‌گرایی کارکردی نه یک اشتباه فردی، بلکه بازتابی از ساختارهای عینی، گفتمان‌های مسلط و شرایط اضطراری حاکم بر نظام علم است که به کژکارکردهایی چون کاهش تنوع معرفتی، شکل‌گیری علم نمایشی، بازتولید نابرابری و کاهش توانایی علم در پاسخ به بحران‌های پیچیده می‌انجامد. مقاله با هشدار به سیاست‌گذاران مبنی بر اینکه تغییر ابزارها بدون بازتعریف خودِ مسئله، راه بجایی نخواهد برد، بر ضرورت بازشناسی ارزش‌های درونی علم در سنت اسلامی و حرکت به‌سوی حکمرانی چندکارکردی تأکید می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>همگرایی هوش مصنوعی، وب معنایی و مدل‌های زبانی بزرگ در سیستم‌های مدیریت دانش متون اسلامی: یک بررسی انتقادی از منظر مهندسی سیستم</title>
      <link>https://jikm.isca.ac.ir/article_80001.html</link>
      <description>مدیریت دانش متون اسلامی با چالش‌های دیرینه‌ای در سازماندهی، بازیابی و تحلیل داده‌های حجیم و پیچیده متنی روبروست. ظهور و بلوغ فناوری‌های هوش مصنوعی، بویژه وب معنایی، گراف‌های دانش و مدل‌های زبانی بزرگ، افق‌های تازه‌ای را در این قلمرو گشوده است. این مقاله به ارائه یک مرور تحلیلی و نقادانه از همگرایی این سه جریان فناورانه در سامانه‌های مدیریت دانش متون اسلامی در بازه زمانی 2023 تا 2026 می‌پردازد. هدف اصلی، نه تنها شناسایی و دسته‌بندی پیشرفت‌های اخیر، بلکه ارزیابی عمیق و مهندسی آنها از منظر معماری سیستم، قابلیت مقیاس‌پذیری، دقت معنایی، قابلیت اطمینان و انطباق با الزامات دامنه است. با تحلیل دقیق نوشتارهای پژوهشی (بیش از هفتاد مقاله گزینش‌شده از میان دویست عنوان اولیه)، یک چهارچوب مفهومی نوین برای تحلیل سامانه‌های مدیریت دانش متون اسلامی هوشمند ارائه می‌شود که ابعاد فنی، روش‌شناختی و ملاحظات دامنه را دربر می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که در حالی که فناوری‌هایی نظیر گراف‌های دانشی معنایی و مدل‌های زبانی بزرگ توانمندی‌های چشمگیری در سازماندهی، بازیابی و تولید دانش از متون اسلامی از خود نشان داده‌اند، چالش‌های بنیادینی نظیر پدیده &amp;amp;laquo;توهم&amp;amp;raquo; در مدل‌های زبانی، جزیره‌ای بودن هستی‌شناسی‌ها، کمبود داده‌های برچسب‌گذاری‌شده با کیفیت، پیچیدگی‌های اعتبارسنجی سند و نیاز به تفسیرپذیری مدل‌ها، همچنان به‌عنوان موانع اصلی در دستیابی به سامانه‌های کاملاً قابل اعتماد و با کارایی بالا باقی مانده‌اند. مقاله با ارائه یک نقشه راه پژوهشی شش محوری، مسیرهای آتی را برای توسعه سامانه‌های هوشمند مدیریت دانش متون اسلامی که بتوانند به‌طور مؤثر و مسئولانه به نیازهای تحلیل و پردازش متون اسلامی پاسخ دهند، روشن می‌سازد.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی برداری معنا: درآمدی بر مبانی و کاربردها در علوم انسانی</title>
      <link>https://jikm.isca.ac.ir/article_80407.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی نظری بازنمایی برداری معنا و معرفی ظرفیت‌های آن در تحلیل متون، کشف روابط معنایی و توسعه روش‌های پژوهش در علوم انسانی است. مسئله اصلی پژوهش، ناتوانی ماشین در فهم مستقیم زبان طبیعی و در مقابل، ناکارآمدی نسبی روش‌های سنتی و کلاسیک دیجیتال در تحلیل کلان‌داده‌های متنی است. این مطالعه با رویکرد توصیفی - تحلیلی و بر پایه مرور آثار معتبر در حوزه پردازش زبان طبیعی و زبان‌شناسی محاسباتی، مبانی بازنمایی برداری معنا، فرضیه توزیعی معنا و نقش آن در مدل‌سازی محاسباتی زبان را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که بازنمایی برداری با تبدیل واژه‌ها و متون به فضاهای چندبعدی، امکان سنجش شباهت معنایی، تحلیل روابط مفهومی، ردیابی تحول تاریخی مفاهیم، استخراج خوشه‌های گفتمانی و توسعه جست‌وجوی معنایی را در متون علوم انسانی فراهم می‌سازد. با وجود این، چنین مدل‌هایی به دلیل فقدان تجربه زیسته، قصدمندی و آگاهی، جایگزین فهم و تفسیر انسانی نیستند، بلکه به‌عنوان ابزاری مکمل برای گسترش ظرفیت‌های پژوهش و مدیریت دانش در علوم انسانی عمل می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تعلق خاطر کاری کارکنان و کتابداران کتابخانه های عمومی (مورد مطالعه: اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان قم)</title>
      <link>https://jikm.isca.ac.ir/article_80004.html</link>
      <description>با توجه به نقش کلیدی نیروی انسانی در موفقیت سازمانی، هدف این پژوهش واکاوی میزان و عوامل مؤثر بر تعلق خاطر کاری کارکنان و کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان قم است. روش پژوهش، تحقیق آمیخته با طرح تبیینی متوالی بود. در مرحله کمی، 82 نفر از کارکنان، پرسش‌نامه استاندارد را تکمیل کردند و داده‌ها با آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی) تحلیل شد. در مرحله کیفی که برای تبیین عمیق‌تر نتایج انجام شد، با 10 نفر از کارکنان و مدیران مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت و داده‌ها با روش تحلیل مضمون بررسی شد. یافته‌ها نشان داد که میانگین تعلق خاطر سازمانی کارکنان (2/72) به‌طور معناداری پایین‌تر از حد متوسط است (p&amp;amp;lt;0. 05). در حالی که متغیرهای جمعیت‌شناختی نظیر جنسیت و تحصیلات رابطه معناداری با تعلق خاطر نداشتند، داده‌های کمی و کیفی به‌طور همسو بر چالش‌های کلیدی تأکید داشتند. این چالش‌ها شامل کمبود شدید تقدیر و تشکر (میانگین 1/42)، نبود منابع و اختیارات کافی، ضعف در مدیریت و ارتباطات، حقوق پایین و فرصت‌های محدود برای رشد حرفه‌ای بود. با این حال، روابط مثبت و صمیمانه با همکاران به‌عنوان یک نقطه قوت شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان داد که تعلق خاطر کاری پایین در این مجموعه، بیش از آنکه ریشه در عوامل فردی داشته باشد، ناشی از چالش‌های سیستمی، سازمانی و مدیریتی است؛ بنابراین، ارتقای تعلق خاطر نیازمند بازنگری اساسی در سیاست‌های منابع انسانی، بویژه در زمینه ایجاد محیط کاری حمایتی، استقرار نظام‌های قدردانی عادلانه، تفویض اختیار و توانمندسازی کارکنان است.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
